قالب های فارسی وردپرس 36

این وبلاگ جهت دسترسی آسان شما عزیزان به قالب های برتر وردپرس به صورت فارسی تدوین و راه اندازی شده است.

قالب های فارسی وردپرس 36

این وبلاگ جهت دسترسی آسان شما عزیزان به قالب های برتر وردپرس به صورت فارسی تدوین و راه اندازی شده است.

روش های بالا بردن بازدید سایت در گوگل و بهبود سئو در سال ۲۰۱۹

افزایش بازدید سایت

روشی پسندیده برای افزایش ترافیک سایت و کاهش رتبه الکسا

افزایش بازدید سایت خدمتی کاربردی از سوی سایت کلیک نخست می باشد که به وسیله آن می توانید با مشخص نمودن تعداد آی پی ، مدت موعد بازدید ، شمار بازدید هر آی پی و تقدیر ها و خاصیت های گوناگون دیگر ، بازدید وب سایت خود را به شکلی راستین و فوق العاده افزایش دیتا و مایه بهبود رتبه الکسا سایت خویش شوید.افزایش شدامد سایت یکتا از مهمترین اهداف هر مدیر وب می باشد. چرا که با  افزایش بازدید گوگل سایت تارنما میتوانیم خدمات یا اهدافی را که با پروا به آن وب سایتمان را برپایی کرده ایم قبل برده و کسب و کار اینترنتی خود را شفا بدهیم.


افزایش ورودی گوگل

ورودی گوگل سایت خود را با واژه کلیدی مد نظر افزایش دهید

تمامی امکانات متنوعی که در تقدیر افزایش بازدید سایت وجود دارد ، در بخش افزایش ورودی گوگل نیز مهیاست و شما می توانید با مشخص نمودن کلمه کلیدی دلخواه خود ، کاربران واقعی از گوگل و یا دیگر موتورهای جستجو گرفتن نمایید و جایگاه خود را در جستجوی کاربران بالاتر ببرید. این عمل باعث تفریق رتبه الکسا سایت شما نیز می شود.یکی از مهم ترین عوامل موثر در سئو و بهینه سازی و شفا رتبه سایت در گوگل ، ورودی سایت از راه گوگل و دیگر موتورهای جستجو است. از دید گوگل زمانی که این اتفاق می افتد یعنی محتوا سایت شما نسبت به بقیه سایت های جستجو شده برای کاربران مفیدتر بوده است. بعد مطمئنا گوگل این ورودی را به عنوان یک امتیاز برای سایت شما ثبت می کند.

زبان دیداری بازاریابی و دلایل برای نیاز امروز برندها به آن

نام‌های تجاری در اندازه‌های مختلف نیازمند حضور یک برند قوی برای متمایز ساختن خود از سایر رقبا هستند. این کار اغلب شامل یک مجموعه از رنگ‌ها، فونت‌های انتخابی و یک نشان واژه‌ی مشخص است.

امروزه، دستورالعمل‌های پایه‌ای برای نام‌های تجاری به‌تنهایی جوابگو نیستند. تنها شرکت‌هایی که در یک‌زبان دیداری مشخص سرمایه‌گذاری کرده‌اند، می‌توانند تعهد، کیفیت و تغییرهای خود را بهبود ببخشند و فرصت‌های بالقوه به‌منظور ارتقای امور جاری به سطح بالاتر را داشته باشند که این امر به ثبات بیشتر تجربه‌ی مشتریان برندها کمک می‌کند.

زبان دیداری یا بصری (Visual Language) یک‌زبان متفاوت در بازاریابی و مارکتینگ به شمار می‌آید که به ارتباط محصول‌ها با یکدیگر کمک می‌کند. این زبان با تعیین یک سبک تصویری مشخص، نماد گرافیکی و تجسم داده‌ها برای تمام محتوای نام تجاری، چیزی فراتر از استانداردهای ساده‌ی یک برند است. درواقع یک نوع هماهنگی در طراحی بین محصول‌های مختلف، زیرپوشش یک نام تجاری است.

brand

در اغلب موارد، کسب‌وکارها دربرداشتن این قدم تکمیلی کوتاهی می‌کنند و محتوایی با سبک‌های تصویری و نماد گرافیکی مختلط تولید می‌کنند. این موضوع می‌تواند منجر به ازهم‌گسیختگی، درهم‌ریختگی و برخی اوقات نیز سردرگمی بیننده شود.

اگر کمپین یا پویش دیداری شمارا به ساخت یک‌ خانه تشبیه کنیم، زبان دیداری به‌عنوان پایه و زیربنای آن است

امی بالت چیستی; مدیر یک آژانس ارتباطات دیداری، زبان دیداری را به این صورت توضیح می‌دهد و اینکه چرا این زبان، مبنای پویش دیداری برندها است؛ او از یک کاربر واقعی شرکت خود برای تشریح موضوع در قالب مثال بهره می‌برد:

«محتوای دیداری یا محتوای بصری باکیفیت، منطبق با تمایلات مخاطبین امروزی به‌صورت هدفمند ارائه می‌شود، اما آن‌ها به بخش‌های ازهم‌گسیخته‌ی محتوا پاسخ نمی‌دهند. آن زمان که تنها یک اینفوگرافیک یا اطلاع‌نگاشت می‌توانست موجب هزاران بازدید و لینک ورودی شود، به سر آمده است. اکنون، انتظارات مخاطب رشد کرده و هم‌زمان با آن، بازاریاب‌های موفق در حوزه‌ی برندینگ در حال ترکیب انواع محتوای دیداری در یک کمپین واحد برای برآورده کردن آن انتظارات هستند. این موضوع یعنی این که تقاضای روزافزون برای طراحان ماهر در آینده نیز ادامه خواهد داشت. البته بازهم از طراحان انتظار می‌رود تا با به‌روز بودن، در نظر گرفتن وجهه‌‌ی هنری و پیش بردن این کمپین‌ها، به دنبال گسترش مجموعه‌ی مهارت‌های خود در محیط‌های متعدد حاوی محتوای دیداری باشند.»

زبان دیداری

زبان دیداری یک زیربنا به شمار می‌آید که تمام کمپین‌ در آن قرار می‌گیرد. یک‌زبان دیداری دارای چارچوبی پیوسته و خلاقانه است که حول ارتباطات بصری برای دستیابی به اهداف خاص و مخاطبین موردنظر کمپین شکل می‌گیرد.

ارتباطات بصری به‌صورت گرافیکی ارائه‌دهنده‌ی اطلاعات برای خلق یک مفهوم و مبتنی بر متن بسیار محدود است. یک‌زبان دیداری در ساده‌ترین شکل تعریف، دیدن و درک آن ارتباطات بصری است. این عناصر فونت‌ها، رنگ‌ها، تصویرها، نمودار و آیکون‌ها هستند که در راستای یک‌جهت زیباشناختی در کنار هم قرار می‌گیرند و به‌صورت یکپارچه محتوای خود را خلق می‌کنند.

عوامل مؤثر در ایجاد یک‌زبان دیداری و بصری موفق برای یک برند

کارشناسان بازاریابی همیشه در حال برنامه‌ریزی و یافتن راه‌های جدید برای تقویت کسب‌وکار خود هستند. معمولاً تمرکز آن‌ها بر اقدامات متفاوت، مرور روندهای ارزشمند کنونی محتوا و جستجوی لغات کلیدی پرکاربرد است. به‌عبارت‌دیگر، یک بازاریاب، اغلب بر گسترش کسب‌وکار با رشد محتوای جدید متمرکز است، اما این موضوع به‌راحتی توجه آن‌ها را از گسترش کانال‌های موجود منحرف می‌کند زیرا معمولاً دارای زبان دیداری مشخصی نیستند.

زبان دیداری

  • استفاده نکردن از تصاویر استوک

برای سالیان متمادی، تصاویر جذاب از تأمین‌کنندگان باکیفیت تصاویر استوک، بهترین ابزار برای نشان دادن محتوا و محصولات به مشتریان بود. هنگام انجام تست راه‌اندازی نسخه‌های مختلف، شرکت‌ها اغلب تصاویر استوک را استفاده می‌کنند؛ اما یک مطالعه‌ی صورت گرفته توسط شرکت مشاوره و هلدینگ PWC پیشنهاد می‌کند که این موضوع دیگر جوابگو نیست. در حقیقت، این مطالعه نشان داد که تصاویر طراحی‌شده سفارشی، ۷ بار بهتر از تصاویر استوک باعث جذب کاربر می‌شوند.

باگذشت زمان، پیشرفت‌های فنی، امکان برآورده کردن تمام نیازهای زندگی مصرف‌کنندگان را مهیا کرده است. این موضوع ما را سخت‌پسندتر کرده، به‌اندازه‌ای که به محصولات اصلی و باکیفیت عادت کرده‌ایم. ما به دنبال اصالت هستیم و تصاویر استوک این موضوع را محقق نمی‌کنند. با تأمین نیازهای مخاطب، سریع‌تر اعتماد او جلب می‌شود.

زبان دیداری

  • پیشگامی با ویدئو

مخاطبین امروز با صراحت بیان می‌کنند که وقت کافی برای مطالعه‌ی نوشته‌های شمارا ندارند، اما طبق مطالعه‌ی اخیر از آنیموتو (یک سرویس‌دهنده‌ی تولید ویدئو بر پایه‌ی کلاد)، ۴ نفر از هر ۵ نفر، ویدئویی درباره‌ی آن مطلب را با اشتیاق نگاه می‌کنند؛ اما همانند تصاویر استوک، ویدئو را نیز باید سفارشی کرد. در حقیقت، ویدئوهایی که ارزان تولیدشده یا به ویدئوهای استوک اتکا دارند، به‌جای کمک کردن به بهبود برندینگ، به آن صدمه می‌زنند. دلیل این موضوع برقراری ارتباط بدون تعهد به کیفیت است یا در حالت بدتر، این باور را ایجاد می‌کند که مخاطب خیلی باهوش نیست.

بنابراین به‌جای انتخاب یک راهکار ارزان که می‌تواند به یک نام تجاری صدمه بزند، باید بازگشت سرمایه‌ای را در نظر گرفت که از پیشگامی با یک ویدئوی سفارشی می‌توان به دست آورد. طبق اعلام EyeView(شرکت بازاریابی بر پایه‌ی ویدئو مارکتینگ)، یک تصویر متحرک باکیفیت، قابلیت افزایش ۸۰ درصدی نرخ تبدیل وب‌سایت نام تجاری را دارد!

ویدئوهایی که موجب بیشترین بازدیدها می‌شوند، شامل ویدئوهای سفارشی، ویدئوهای انیمیشنی و ویدئوهای اجرای زنده با قطعات پویانمایی است

این ویدئوها اغلب کمتر از ۹۰ ثانیه بوده و یک صداگذاری حرفه‌ای و تصویرپردازی کاملاً منحصربه‌فرد دارند. ویدئوهایی که موجب نرخ تبدیل‌های بیشتر می‌شوند شامل این موارد است:

کلیپ‌های اجرای زنده همراه با موسیقی، انیمیشن‌های سبک وایت برد و انیمیشن‌هایی که از وکتورهای اصلی ‌نام تجاری بهره می‌برند.

زبان دیداری

  • بیان مؤثر مطلب با اینفوگرافی یا اطلاع‌نگاشت

اینفوگرافی‌ها تنها شامل تصاویر کشیده نیستند تا به‌عنوان یک لینک ورودی عمل کنند. آن‌ها در قالب محتوای کم‌حجم تولید می‌شوند که می‌توانند در سراسر یک وب‌سایت قرار بگیرند و موجب ترغیب و افزایش شناخت مشتریان از محصولات و خدمات آن برند شوند.

شرکت‌هایی که آمار زیادی برای اشتراک‌گذاری دارند (یا شاید یک فرایند پیچیده را توضیح دهند)، می‌توانند موارد برتر را انتخاب کنند و آن‌ها را در صفحه اصلی خود در قالب یک اینفوگرافی کوچک قرار دهند. به‌جای استفاده از اینفوگرافی متنی، تصویرسازی یک فرایند می‌تواند پیغام را دیداری کند و موجب بهبود درک آن مطلب شود.

مصرف‌کنندگان امروزی از خواندن مطالب طولانی اجتناب می‌کنند؛ اما مطالعات قابل‌توجه توسط گروه نلسون نورمن(شرکت تحقیق و توسعه‌ی رابط کاریری) نشان می‌دهد که مخاطبین، حجم زیادی از وقت خود را صرف مشاهده‌ی تصاویر حاوی اطلاعات در سایت‌ها می‌کنند. برای کاهش نرخ گشت‌وگذار کاربر در سایت و جذب افراد برای بهبود برندینگ، زمان صرف شده در وب‌سایت مهم است. اگر توجه یک کاربر برای مدت ۱۰ ثانیه جلب شود، احتمال حضور او در سایت یک برند به‌طور تصاعدی بالا می‌رود. با جداسازی محتوای موجود در سایت مانند یک اینفوگرافی کوچک و توضیحات دیداری، بازدیدکنندگان احساس خستگی نمی‌کنند و این امر آن‌ها را بیشتر ترغیب کرده و موجب رشد ارزش وب‌سایت می‌شود.

زبان دیداری

۵ دلیل نیاز برند شما به زبان دیداری

۱- کمپین‌های بازاریابی کنونی نیازمند انسجام هستند

بازاریاب‌های امروزی، نوع محتوای بصری را برای دستیابی به یک هدف واحد استفاده می‌کنند؛ بنابراین در این مورد فکر کنید که اگر نام تجاری شما می‌توانست محتوایی تولید کند که از یک‌زبان دیداری منسجم بهره ببرد، آیا پی بردن به اینکه این محتوا مربوط به شماست، توسط کاربر شما راحت‌تر نبود؟ و اگر چنین بود، آیا در شکل‌گیری ارتباط بخش‌های مختلف مربوط به اطلاعات منتشرشده‌ی شما به کاربران کمک نمی‌کرد و آن‌ها را سریع‌تر به سمت خرید سوق نمی‌داد؟

اگر شما محتوایی را منتشر کنید که هیچ ساختار دیداری مرتبطی نداشته باشند، یک بازدیدکننده ممکن است به‌طور کامل بخش اصلی کمپین‌ شمارا فراموش کند یا بدتر این‌که محتوای شمارا با محتوای رقبا اشتباه بگیرد.

۲- میتوانید مشتریان کلیدی را راحتتر هدفگذاری کنید

هنگامی‌که یک‌زبان دیداری تولید می‌کنید، شرکت و عناوین تجاری این فرصت رادارند که گامی به عقب برگردند و مشتریان کلیدی خود را دقیق‌تر بررسی کنند. آن‌ها می‌توانند یک سبک تصویری ایجاد کنند که به‌صورت خاص با آن مشتری صحبت کند، به‌جای اینکه از یک شبکه گسترده و اغلب هزینه‌بر برای جلب‌توجه افراد گوناگون استفاده شود.

مخاطبین مختلف در مواجهه با محتوای بصری، دارای سطوح انتظارات متفاوت هستند، اما همه‌ی آن‌ها دارای چشم‌های بینا هستند. اگر شما از سبک‌های متفاوت تصویری در محتوای دیداری خود، بدون در نظر گرفتن انتظارات مخاطب هدف خود استفاده کنید، بیش از آنکه چیزی بر کسب‌وکار خود بیفزایید، از آن می‌کاهید.

اگر طیف مخاطبین شما گسترده است، سبک تصویری شما می‌تواند برای نمایش ارزش‌های شما به تمام طیف جمعیتی مخاطبین استفاده شود.

گلدمن ساکس (بانک مشهور بین‌المللی آمریکا) به‌خوبی این کار را انجام می‌دهد. آن‌ها مطالب دیداری را انتخاب می‌کنند که از نقطه‌چین استفاده می‌کند؛ یک سبک تصویری دارای نقطه‌چین مانند حالتی که روی پول‌ها قابل‌مشاهده است. با استفاده از این سبک آن‌ها این پیغام ضمنی را به مخاطب می‌فرستند که نام تجاری آن‌ها مترادف با پول است.

زبان دیداری

۳- یکزبان دیداری به کنترل کیفیت کمک میکند

زمانی که شما یک سبک تصویری را تعیین کردید، می‌توانید یک سبک نماد تصویری (آیکون) نیز انتخاب کنید که با تصاویر شما به‌خوبی هماهنگ است. این موضوع با جلوگیری از تضاد بین سبک‌های دیداری، به کنترل کیفیت کمک خواهد کرد.

هنگام تولید محتوای دیداری، کیفیت بسیار مهم است. مطالعه‌ی انجام‌شده توسط دانشگاه‌های نوتامبریا و شیفیلد نشان داد که ۹۴ درصد از تأثیرات نخستین نام تجاری یا خدمات شما به‌طور کامل مبتنی بر طراحی محتوای بصری شما است. به این معنی که اجتناب شما از اشتباه‌های رایج در استفاده از سبک‌های تصویری و نمادی بسیار متفاوت، ضروری است، زیرا این ترکیب آشفته و غیرحرفه‌ای به نظر می‌رسد.

 ۴- یکزبان دیداری ولع سیریناپذیر مصرفکنندگان به محتوا را برطرف خواهد کرد

امروز بیش از هر زمان دیگری، تولید بخش‌های فراوانی از محتوای بصری برای برقراری ارتباط شما با مخاطب نهایی، ضروری و واجب است؛ اما درصورتی‌که طراحان شما هر هفته سبک‌های متفاوتی را ارائه دهند، شما چگونه می‌توانید این کار را با کارایی بالا انجام دهید؟ با آمار ۸۳ درصد از بازاریاب‌ها که در سال ۲۰۱۸ در محتوای بصری سرمایه‌گذاری کردند و ۷۶ درصد افزایش سرمایه‌گذاری آن‌ها در سال جدید، برند‌ها باید به کار خود ادامه دهند.

هنگامی‌که شما دارای یک‌زبان دیداری تثبیت‌شده هستید، نه‌تنها می‌توانید از یک طراحی قمار مانند اجتناب کنید بلکه می‌توانید به‌مرورزمان یک مجموعه از سرمایه‌های تصویری و نمادی دیجیتال را نیز توسعه دهید. این سرمایه‌ها می‌تواند به‌راحتی مورداستفاده مجدد قرار بگیرد و موجب شکل‌گیری اثربخشی شود که بدون داشتن یک‌زبان دیداری تثبیت‌شده، نمی‌توانستید در اختیار داشته باشید.

زبان دیداری

۵هرکدام از شاخههای کسبوکار شما میتواند بهصورت مجزا باقی بماند درحالیکه نام تجاری اصلی شمارا روبه‌جلو میبرد

برند‌های بزرگ‌تر با توسعه‌ی زبان دیداری شاهد موفقیت‌های زیادی خواهند بود، زیرا کسب‌وکارهای آن‌ها دارای شاخه‌های زیادی است که همه‌ی آن‌ها برای جلب‌توجه و منابع در حال رقابت هستند.

با توسعه یک‌زبان دیداری مجزا برای هرکدام از شاخه‌های کسب‌وکار، آن‌ها فرصت باقی ماندن به‌صورت مجزا و درعین‌حال ارتقای نام تجاری مادر را خواهند داشت. این کار می‌تواند از طریق تعیین یک سبک تصویری، نماد و حتی سبک دیداری‌سازی داده‌های مجزا برای هرکدام از این شاخه‌ها میسر شود درحالی‌که طیف رنگی و فونت‌های انتخابی منطبق بانام تجاری مادر استفاده می‌شود.

هنگامی‌که شرکت‌ها پا را از توسعه‌ی سنتی فراتر گذاشته و بر خلق یک‌زبان دیداری استراتژیک سرمایه‌گذاری می‌کنند، درواقع در حال پی‌ریزی یک فونداسیون و زیربنا برای موفقیت‌های پیاپی هستند. در حقیقت با ۹۱ درصد از مخاطبین امروزی که محتوای بصری و دیداری را بر قالب‌های سنتی بازاریابی ترجیح می‌دهند، نام‌های تجاری که امروز یک‌زبان دیداری برای خود می‌سازند، به‌راحتی به مشتریان خود خدمت می‌کنند که البته موضوع مهمی به شمار می‌آید.

آیا اثر شبکه‌ای اهمیت خود را از دست می‌دهد

کاترین تاکر پروفسور مدیریت و بازاریابی دانشکده اسلون دانشگاه MIT اخیراً در مقاله‌ای اثر شبکه‌ای را مورد نقد و بازبینی قرار داده است. او گزارش خود را با یادآوری نکته‌ی مهمی آغاز می‌کند و می‌نویسد زمانی که استراتژی را به دانشجویان MBA تدریس می‌کند، متوجه می‌شود که اغلب دانشجویان به دنبال ترفندهایی طلایی برای رشد دائمی و همیشگی شرکت هستند. سال‌ها است که استادان دانشگاه، اثر شبکه‌ای را به‌عنوان راز پنهان موفقیت مدل کسب‌وکار آموزش می‌دهند. اقتصاددانان از اصطلاح «اثر شبکه‌ای» برای توصیف حالاتی که یک محصول یا خدمات، مزایای بیشتری را به کاربران بیشتری ارائه می‌دهد، استفاده می‌کند.

اثر شبکه‌ای ممکن است مستقیم باشد. به‌عنوان‌مثال اسلک زمانی که عده‌ی بیشتری از مردم از آن استفاده کنند، کارایی بیشتری پیدا می‌کند. همچنین ممکن است اثر شبکه‌ای غیرمستقیم باشد، به این معنا که یک گروه از کاربران، زمانی که گروه دیگری به یک پلتفرم می‌پیوندند، بیشتر سود می‌برند. به‌عنوان‌مثال Airbnb برای مسافران کارایی نخواهد داشت اگر صاحبان آپارتمان‌ها از این پلتفرم استفاده نکنند. به‌طور مشابه، صاحب‌خانه‌ها نیز اگر مسافران به این پلتفرم مراجعه نمی‌کردند، دلیلی برای استفاده از آن نداشتند.

مدت‌ها است که مربیان تأکید می‌کنند اثر شبکه‌ای قدرت بازار را افزایش می‌دهد و مزیت رقابتی پایداری (از بهترین نوع) فراهم می‌کند. هرچه به کاربران بیشتری دسترسی داشته باشید، مخاطبان پایه‌ی بیشتری خواهید داشت و توانایی شما برای جذب کاربران جدید هم بیشتر می‌شود. به همین دلیل کارآفرینان و رهبران کسب‌وکار، همیشه نگاه ویژه‌ای به اثر شبکه‌ای داشتند. اما اکنون به نظر می‌رسد این اثر، آن‌طور که فکر می‌کردیم اکسیر فوق‌العاده‌ای نیست.

Network Effects

تاکر در گزارش خود، مایکروسافت را به‌عنوان اولین مثال مطرح می‌کند. در سال ۲۰۰۰ مردم فکر می‌کردند مایکروسافت از اثر شبکه‌ای غیرقابل‌انکار و بی‌نظیری برخوردار است. شما همه‌جا ردپای مایکروسافت را مشاهده می‌کردید. چه کسی حاضر بود اکوسیستم مایکروسافت را رها کند و دیگر از ورد و اکسل استفاده نکند؟ زمانی که انتظار می‌رود مردم، سیستم‌عامل ویندوز را بخشی جدانشدنی از زندگی خود بدانند، تولیدکنندگان کامپیوتر و توسعه‌دهندگان نرم‌افزار انگیزه پیدا می‌کنند که روی اکوسیستم مایکروسافت تمرکز کنند. اما حالا در سال ۲۰۱۸، مایکروسافت برای نگه‌داشتن مشتریان در اکوسیستم خود با چالش مواجه است و توسعه‌دهندگان نیز محصولات زیادی را ارائه می‌دهند که بر مبنای ویندوز نیستند.

چه چیزی نسبت به گذشته تغییر کرده است؟ چرا اثر شبکه‌ای مانند گذشته عمل نمی‌کند؟

در درجه‌ی اول، امروز اثر شبکه‌ای به قطعات سخت‌افزاری خاصی وابسته نیست. از سال ۲۰۰۰ و دوران دسکتاپ تاکنون، ما شاهد تحولات متعددی در دستگاه‌های مختلف نظیر گوشی‌های هوشمند، تبلت‌ها و دستیارهای دیجیتال بوده‌ایم. این بدان معنا است که دیگر مثل گذشته‌ها، اثر شبکه‌ای همبسته و متکی به یک قطعه‌ی سخت‌افزاری نیست (آن‌طور که در دهه‌ی ۹۰ همه‌چیز با کامپیوترهای PC معنی می‌گرفت). حالا هر ایده‌ای از مقیاس برای شرکت‌های فناوری به پروفایل‌های کاربری بستگی دارد که می‌توانند به چندین پلتفرم سخت‌افزاری مختلف منتقل شوند.

تاکر توضیح می‌دهد که امروزه پلتفرم‌هایی که اثر شبکه‌ای را نمایش می‌دهند، کاملاً دیجیتال هستند. شبکه‌های اجتماعی، اپلیکیشن‌های Ride-hailing، یا بازارگاه‌های دیجیتال، به هیچ‌یک از انواع سخت‌افزار بستگی ندارند و به همین علت کاربران برای استفاده از آن‌ها هزینه‌ی زیادی متحمل نمی‌شوند. من می‌توانم به‌راحتی و بدون هیچ مشکلی پنج اپلیکیشن رسانه‌های اجتماعی مختلف را روی گوشی خود نصب کنم، درحالی‌که استفاده از پنج دسکتاپ مختلف با سیستم‌عامل‌های متفاوت، بسیار دشوار است. (این موضوع در سمت عرضه‌کننده نیز مصداق دارد. اینکه یک دولوپر، کدهای یک اپلیکیشن جدید را توسعه دهد بسیار ارزان‌تر از این است که یک دستگاه جدید بسازد و ارسال کند.)

Network Effects

تأثیر تحولات اخیر بر بازار رقابتی روشن است. برای مثال به Uber و Lyft فکر کنید. اپلیکیشن‌هایرایدهیلینگ باید در رقابت شدید بازار دوام بیاورند و برای مقیاس‌پذیری غالباً به سرمایه‌ی خطرپذیر نیاز دارند. بااین‌حال، کاربران به‌راحتی می‌توانند برنامه‌های Lyft و Uber را بر روی تلفن خود نصب کنند و در هرلحظه، قضاوت کنند که خدمات کدام‌یک از آن‌ها ارزان‌تر است. از طرف دیگر، بسیاری از رانندگان نیز هر دو اپلیکیشن را نصب‌کرده‌اند و طبیعتاً گزینه‌ای را انتخاب می‌کنند که سود بیشتری به آن‌ها پیشنهاد می‌دهد.

این مثال‌ها به ما یادآوری می‌کند که اثر شبکه‌ای، تنها در صورتی یک مزیت رقابتی است که خود محصول نیز از چسبندگی کافی برخوردار باشد: اگر مشتریان بتوانند همین فردا اپلیکیشن شما را ترک کنند، اثر شبکه‌ای به شما هیچ مزیتی در بازار رقابتی نمی‌دهد. بعضی از مردم معتقدند که پلتفرم‌های دیجیتال، به‌واسطه‌ی داده‌های کاربران، وفاداری آن‌ها را به دست می‌آورند. تئوری این است که داده‌های ذخیره‌شده در یک مکان، می‌تواند وابستگی کاربران را به دنبال داشته باشد و از این لحاظ اثرات شبکه را افزایش دهد.

گرچه تاریخ این تئوری را رد می‌کند. کافی است iTunes Store را به یاد بیاوریم که زمانی بهترین مثال برای چسبندگی پلتفرم‌های دیجیتال محسوب می‌شد و اثر شبکه‌ای را به‌خوبی نشان می‌داد. افرادی که یک کتابخانه از داده‌های خود را در فرمت MP3 ذخیره کرده بودند می‌گفتند محال است از پلتفرم دیگری استفاده کنند. چه کسی می‌خواهد آرشیو موسیقی خود را در چند مکان مختلف نگه‌داری کند؟ چرا باید بخواهیم دوباره پلی لیست جدیدی بسازیم؟ تهیه‌کنندگان موسیقی می‌دانستند که آنجا، به مشتریان خود دسترسی دارند و علاقه‌مندان موسیقی نیز به‌طوری طبیعی به iTunes جذب می‌شدند، زیرا می‌دانستند که آنجا همه‌ی انواع موسیقی موردعلاقه‌ی خود را پیدا می‌کنند. اما زمانی که اسپاتیفای وارد بازار شد، به مخاطبان نشان داد که مزایای iTunes چقدر کوتاه‌مدت است. زمانی که می‌توانید در هرلحظه، هر آهنگی را که می‌خواهید پخش‌کنید، چه نیازی به کتابخانه‌ی موسیقی دارید؟

حداقل محصول عالی، جایگزینی برای MVP

در نظر گرفتن زمان مناسب برای بازاریابی در هر کسب‌وکاری ضروری است. در دنیای تکنولوژیام‌وی‌پی یا حداقل محصول پذیرفتنی، تکنیکی است که طی آن نسخه‌ی اولیه‌ی یک محصول یا خدمات جدید، با ویژگی‌های قابل قبولی برای جلب رضایت مشتری‌های اولیه به بازار عرضه می‌شود. درنهایت بعد از بازخورد گرفتن از مشتری‌های اولیه و اعمال تغییرات کوچک محصول نهایی وارد بازار می‌شود.

ایراد طرز تفکر حداقل محصول پذیرفتنی این است که گاهی اوقات زیاد در مورد آن فکر نمی‌شود و درنهایت محصولی با حداقل ویژگی‌های مورد نظر و نه چندان خوب به بازار عرضه می‌شود. در جلسه‌ی تعیین ویژگی‌های محصول مورد نظر که توسط تیم‌ها برگزار می‌شود، معمولا نظرهای مختلف بیان شده و گاهی اوقات انتظارها فراتر از حد تصور هستند. تهیه‌ی محصولی با چنین ویژگی‌هایی نه تنها موفقیت‌آمیز نیست بلکه تنها باعث اتلاف انرژی و سرمایه می‌شود. این روزها بسیاری از برندهای بزرگ به جای استفاده از تکنیک حداقل محصول پذیرفتنی، روی طرز فکر جدیدی با نام حداقل محصول عالی زمان می‌گذارند. حداقل محصول عالی یعنی تمرکز کردن روی کیفیت و پررنگ کردن ویژگی‌هایی که باعث برجستگی و تمایز محصول نسبت به رقبا می‌شود.

mvp

Quip استارتاپ نیویورکی است که مسواک برقی‌های جدیدی به بازار عرضه می‌کند. این استارتاپ پیش از ورود به بازار می‌دانست باید با غول‌های بزرگ این صنعت رقابت کند. رقبایی مانند برندهای شناخته شده‌ی این صنعت مانند  Oral-B و Sonicare  که حدود ۷۰ درصد سهم فروش بازار آنلاین را از آن خودشان کرده‌اند. اما تشویق مردم به مسواک زدن دندان‌هایشان تازه شروع کار این برند بود. Quip کار خود را با تولید مسواک برقی آغاز کرد اما قصد دارد کل صنعت بهداشت دندان را هدف قرار دهد. این برند جدید که توسط دندان‌پزشکان و طراحان ساخته شده فرمول ساده‌ای دارد و خدمات مقرون به صرفه‌ای ارائه می‌دهد. آن‌ها عملکرد خوبی در بازار داشته‌اند و مشتری‌های وفاداری پیدا کرده‌اند.

مشتری با خرید مسواک‌های Quip می‌تواند در طرح تعویض سر مسواک بعد از سه ماه شرکت کند. گزینه‌های دیگری مانند مسواک برای کودکان، مسواک برای خانواده‌ها یا زوج‌ها و مسواک به همراه خمیردندان نیز هنگام خرید محصولات این برند وجود دارد. این برند همچنین از طراحی جالبی برای ساخت مسواک‌ها و بسته‌بندی‌ آن‌ها استفاده کرده است. این مسواک‌ها همچنین قدرت بسیار بالایی دارند و باتری‌های AAA استفاده شده در آن‌ها تا حدود سه ماه نیاز به تعویض ندارد. Quip فراتر از این خدمات عمل کرده و با ۱۰ هزار ارائه دهنده‌ی خدمات دندان‌پزشکی همکاری کرده است. آن‌ها از آخرین سرمایه‌گذاری خود برای ساخت پلت‌فرمی استفاده کرده‌اند که اعضای آن را به ارائه دهندگان خدمات دندان‌پزشکی مرتبط می‌کند. اعضای این پلت‌فرم به طور مرتب خبرنامه‌های مرتبط دریافت می‌کنند و قرار ملاقاتشان با دندان‌پزشک به آن‌ها یادآوری خواهد شد.

map

در دنیای امروز که همه چیز با سرعت زیادی تغییر می‌کند، طراحی و عرضه‌ی محصول با سرعت بالا کلید اصلی دوام آوردن در بازار رقابت است. نلسون فریمن، استاد دانشگاه کسب‌وکار Columbiaگفته است در گذشته اغلب خرده‌فروشان لباس، برای طراحی ۴۰ تا ۶۰ درصد محصولات فصلی خود ۶ ماه زمان صرف می‌کردند. اما امروزه همه چیز تغییر کرده است. این روزها خرده‌فروش‌ها زمان کمتری برای طراحی صرف کرده و محصولات خود را خیلی سریع به بازار عرضه می‌کنند.

M.Gemi یکی از برندهای تولید کننده‌ی کفش است که اهمیت موبایل و شبکه‌های اجتماعی را در اطلاع‌رسانی و بازاریابی به خوبی درک کرده است. این برند جدیدترین مدل محصولات خود را قبل از عرضه‌ی عمومی به وسیله‌ی اینفلوئنسرها و از طریق لایو اینستاگرام پخش می‌کند. آن‌ها نظر مردم را از این طریق جویا می‌شوند و دیگری نیازی به جمع‌آوری داده از راه‌های مختلف ندارند. استفاده از این روش راحت‌تر و به صرفه‌تر از زمانی است که برند محصولات مورد نظر خود را به تعداد محدود به بازار عرضه کند و سپس عملکرد مشتری‌ها را زیر نظر داشته باشد. این روزها برندهای فعال در صنعت مد و پوشاک امکانات زیادی برای بازاریابی محصولات خود در اختیار دارند.

map

بسیاری از شرکت‌های فعال در دنیای تکنولوژی محصولات جدید را با سرعت بسیار بالایی توسعه داده و به بازار عرضه می‌کنند. درواقع این موضوع به یکی از دلایل معروفیت و محبوبیتشان تبدیل شده است. شرکت‌هایی مانند گوگل، Airbnb و اینستاگرام پیشگامان این روند جدید هستند. آن‌ها محصولات جدید را با سرعت بالایی به بازار عرضه کرده و سپس بازخوردهای مشتری را تحلیل می‌کنند. درحالی که خرده‌فروشان به این فکر می‌کنند که چگونه باید در بازار موفق شوند، آن‌ها روی وجه تمایز خود با سایر برندها تمرکز کرده و با استفاده از تکنولوژی محصولات مورد انتظار مشتری را به بازار عرضه می‌کنند. به‌عنوان مثال هوش مصنوعی و واقعیت افزوده نوآوری‌های جدیدی هستند که کمک می‌کنند ابزارهای مانند موبایل خدمات بهتری به مشتری ارائه دهند.

برندها این روزها با تکیه به تکنولوژی جدید می‌توانند خدماتی مانند اتاق پرو مجازی و امکاناتی از این قبیل را به مشتری‌های خود عرضه کنند. آن‌ها با استفاده از این امکانات می‌توانند نمونه‌ی اولیه‌ی محصول خود را در کمتر از ۶ ماه به بازار عرضه کنند و بعد از بازخورد گرفتن از مشتری نسبت به توسعه‌ی محصول و رفع ایرادهای آن اقدام کنند. برندها نباید زمان زیادی برای ارائه‌ی یک محصول بدون نقص صرف کنند. آن‌ها باید رویکرد شرکت‌های سیلیکون‌ولی را به کار بگیرند یعنی تکنولوژیجدید خود را به سرعت به بازار عرضه کنند، سپس با توجه به رفتار مشتری نسبت به توسعه‌ی آن اقدام کرده و درنهایت به موفقیت برسند.

آموزش بازاریابی دیجیتال، بخش هشتم: آنالیز سئوی سایت‌های رقیب

تجزیه‌وتحلیل رقابتی، یکی از جوانب کلیدی مراحل ابتدایی کمپین‌های سئو است. اغلب اوقات سازمان‌ها این مرحله‌ی مهم را نادیده می‌گیرند و مستقیماً به نقشه‌برداری کلیدواژه‌ها، بهینه‌سازی محتوا و لینک سازی می‌پردازند. اما اگر بدانیم چه وب‌سایت‌هایی رقیب ما هستند و در چه جایگاهی قرار دارند، درک جامع‌تری از اهدافمان پیدا می‌کنیم و شکاف‌ها و نقاط کور وب‌سایت را برطرف می‌کنیم.

در پایان این آنالیز متوجه می‌شویم که چه وب‌سایتی در رقابت بهتر دیده شدن، برنده می‌شود، چه کلیدواژه‌هایی ارزشمندتر هستند و کدام استراتژی‌های دریافت بک لینک، بهتر کار می‌کنند. با استفاده از این نتایج می‌توانیم به سمت رشد و افزایش ترافیک وب‌سایت خود حرکت کنیم.

اهمیت آنالیز رقابتی

تجزیه‌وتحلیل رقابتی سئو، پروسه‌ی بسیار مهمی است، زیرا از این طریق اطلاعات موردنیازمان را در مورد اینکه چه تاکتیک‌هایی در صنعت ما بهتر جواب می‌دهند و ما برای بهبود رتبه‌بندی کلیدواژه‌های خود باید چه‌کارهایی انجام دهیم، به دست می‌آوریم. بینش‌های حاصل از این تجزیه‌وتحلیل به ما کمک می‌کند تا فعالیت‌های سئو را اولویت‌بندی کنیم و متوجه شویم که چگونه باید کمپین‌های سئو را راه‌اندازی کنیم. زمانی که نقاط ضعف و قوت رقیبان را پیدا می‌کنیم، می‌فهمیم که برای پیشی گرفتن از آن‌ها چقدر سخت است و برای دستیابی به این هدف، به چه میزان از منابع نیاز داریم.

رقبای خود را شناسایی کنید

اولین گام در پروسه‌ی آنالیز، این است که حداقل چهار رقیب برتر خود را شناسایی کنید. کارشناسان سئو توصیه می‌کنند که ترکیبی از رقبای مستقیم کسب‌وکار و رقبای جستجوی آنلاین (که ممکن است متفاوت با مه‌ترین رقبایی باشند که در کسب‌وکار خود می‌شناسید) را بررسی کنید. علت این اختلاف، متفاوت بودن رقبای محلی و وب‌سایت‌هایی است که بابت تبلیغات جستجوی آنلاین، پول پرداخت می‌کنند. درحالی‌که شما نگران نفوذ کسب‌وکارهایی هستید که در اطرافتان فعالیت می‌کنند، ممکن است رقیب اصلی شما کسب‌وکاری دیگر از یکی از شهرها یا استان‌های مجاور شما باشد.

Organic Competitors

برای پیدا کردن رقبای جستجو، می‌توانید به‌سادگی نام دامنه خود را در SEMrush وارد کنید، به بخش Organic Competitors بروید و روی مشاهده‌ی گزارش کامل یا View Full Report کلیک کنید.

مهم‌ترین متریک‌های شما برای تشخیص رقبا، «کلیدواژه‌های رایج» و «ترافیک کلی» است. هنگامی‌که رقبای خود را برای تجزیه‌وتحلیل انتخاب کردید، می‌توانید از تب بررسی داده‌ها یا Audit Data، نام و URL رقبا را در ردیف دوم و سوم نمونه جداول Google Sheets، وارد کنید.

استفاده از جداول google sheets Competitor Analysis

بسیار مهم است که آنالیز خود را طی یک فرایند مشخص و واضح پیش ببرید. نه‌تنها به این دلیل که می‌توانید نتایج مکرری از آن به دست آورید، بلکه بدین طریق می‌توانید میزان پیشرفت تلاش‌های خود را اندازه‌گیری کنید. الگوی آنالیز رقبای گوگل (که می‌توانید آن را با همین نام از گوگل داکس دریافت کنید)، به شما کمک می‌کند پروسه‌ی مرتب و متمرکزی داشته باشید و مجبور نشوید هر بار برای یافتن یکی از متغیرها، مسیری تکراری را طی کنید.

Google Sheets Competitor Analysis Template

شما برای کار با این الگو، در هر مرحله اقداماتی را که در ادامه‌ی مطلب شرح می‌دهیم، انجام دهید و سپس متریک‌های موضوعات مشابه را باهم مقایسه کنید. داده‌هایی که می‌خواهیم جمع‌آوری کنیم، معیارهای اصلی سئو هستند نظیر: قدرت دامنه، میزان ترافیکی که از رقابت حاصل می‌شود، کلیدواژه‌هایی که ترافیک سایت را افزایش می‌دهند و عمق بک لینک‌های رقبا. شما می‌توانید این الگو را بسته به نیازهای خاص شرکت یا مشتریان تغییر دهید و معیارهایی را اعمال کنید که فکر می‌کنید بیشتر با اهداف شما مرتبط هستند.

تجزیه‌وتحلیل بک‌لینک‌ها

این پروسه نشان می‌دهد که چه وب‌سایت‌هایی به رقبای شما لینک داده‌اند، اما به شما نه. داده‌های به‌دست‌آمده بسیار ارزشمند هستند، زیرا می‌توانید شکاف بین پروفایل‌های بک لینک‌های رقبا را از بین ببرید و شروع به دریافت لینک از وب‌سایت‌هایی کنید که قبلاً به رقیبان شما لینک داده‌اند. سعی کنید ابتدا به وب‌سایت‌هایی دسترسی پیدا کنید که به رقبای متعددی لینک داده‌اند (به‌ویژه بیش از سه رقیب). لینک گرفتن از این وب‌سایت‌ها چه با ارسال پست‌های میهمان یا هر روش دیگری،موفقیت بسیار زیادی برای شما به همراه خواهد داشت.

برای تهیه این گزارش، به ابزار Moz Link Explorer مراجعه و نام دامنه اولین رقیب را وارد کنید. بعد، روی «لینک کردن دامنه‌ها» و سپس روی «Request CSV» کلیک کنید تا داده‌های موردنیاز را دریافت کنید.

حالا می‌توانید به جدول الگوی تجزیه‌وتحلیل رقبای جستجو (که در مراحل قبل تهیه‌کرده‌اید) بروید، برگه‌ی Backlink Import - Competitor 1 را انتخاب کنید و محتویات فایل CSV را وارد کنید.

Request CSV

این پروسه را برای دو تا چهار رقیب دیگر و همچنین وب‌سایت خودتان، در تب‌های مربوطه که با رنگ قرمز مشخص می‌شوند، تکرار کنید.

اگر تمام داده‌ها را در تب‌های درست وارد کرده باشید، برگه گزارش تجزیه‌وتحلیل شکاف بک لینک‌ها پر خواهد شد. نتیجه یک گزارش کاملاً مستدل و معتبر است که نشان می‌دهد رقبای شما بک لینک‌های خود را از کجا دریافت می‌کنند، کدام‌یک از وب‌سایت‌های لینک دهنده میان آن‌ها مشترک است و شما با کدام‌یک از آن‌ها هنوز ارتباطی برقرار نکرده‌اید.
Backlink Import

نکته: پس از اتمام این مرحله، بهتر است پاسخ سؤالات زیر ا نیز بیابید تا دید دقیق‌تری نسبت به عملکرد رقبا به دست آورید:

  • نسبت لینک‌های عمیق صفحه اصلی وب‌سایت رقیب چیست؟ (لینک‌های عمیق قدرت و اعتبار سایت را بالا می‌برند و به بهبود رتبه‌ی سایت منجر می‌شوند.)
  • نسبت NoFollow به DoFollow آن‌ها چیست؟ (رقبایی که رتبه‌ی بهتری دارند، احتمالاً از بک لینک‌های NoFollow نظرات وبلاگ، لیست‌های کسب‌وکار، یا رسانه‌ها استفاده می‌کنند.)
  • آیا آن‌ها از ریدایرکت استفاده می‌کنند؟ (ریدایرکت 301 به‌عنوان یک لینک ساز عمل می‌کند که نوعی از سئوی بلک هت محسوب می‌شود.)
  • آیا از لینک‌های site-wide استفاده می‌کنند؟ (لینک‌های site-wide به دلایل مختلفی ابزار خوبی برای سئو محسوب نمی‌شوند و بهتر است از آن‌ها اجتناب کنید.)
  • آیا آن‌ها لینک‌های خود را پنهان می‌کنند؟ (پنهان کردن لینک‌ها از طریق لینک سازی شبکه‌ای و PBNها، الگوریتم‌های خزنده‌ی لینک موتورهای جستجو را مسدود می‌کند، اما استفاده از این روش توصیه نمی‌شود. بااین‌حال  شما باید استراتژی‌های رقیبان خود را در نظر داشته باشید.)

تجزیه‌وتحلیل کلیدواژه‌ها

آنالیز کلیدواژه‌ها پروسه‌ای است که به ما نشان می‌دهد رقیبان با استفاده از کدام کلمات کلیدی، رتبه‌ی بسایت خود را بهبود داده‌اند که شما هنوز از آن‌ها استفاده نکرده‌اید. این پروسه به‌نوعی مهندسی معکوس است، زیرا شما بررسی می‌کنید که علت رتبه‌ی برتر رقبا چیست و سپس تحقیقمی‌کنید که چگونه باید از این کلیدواژه‌ها استفاده کنید. برخی از راه‌هایی که پیش روی شما است عبارت‌اند از متادیتای مجدد، اصلاح معماری سایت، تغییر و اصلاح یک قطعه از محتوای قدیمی، تولید محتوای جدید و ویژه‌ای که در آن مجموعه‌ای از کلیدواژه‌ها یا لینک‌ها به‌کاررفته باشد.

برای تهیه‌ی این گزارش هم فرایند مشابهی با کارهایی که در مرحله‌ی بک لینک‌ها انجام دادید، طی می‌کنید. دوباره به SEMrush بروید و نام دامنه اولین رقیب خود را وارد کنید. سپس روی گزارش موقعیت Organic Research و پس‌ازآن روی Export کلیک کنید.

Keyword analysis

پس‌ازاینکه فایل CSV را دانلود کردید، آن را در تب واردکردن کلیدواژه‌ها، رقیب ۱ یا « Keyword Import - Competitor 1» پیست کنید و این مسیر را برای دو تا چهار رقیب دیگر تکرار کنید. گزارش نهایی شما در تب یا برگه‌ی Keyword Gap Analysis نشان داده می‌شود (رنگ سبز).

این داده‌ها به شما نشان می‌دهد که از چه نقطه‌ای باید تنظیم استراتژی کمپین‌های بعدی خود را شروع کنید. حالا بجای اینکه تحقیقات کلیدواژه‌های مرتبط را بر مبنای حدسیات پیش ببرید، صدها کلیدواژه در اختیاردارید که میدانید به صنعت شما مرتبط هستند.

این گزارش همچنین به شما کمک  می‌کند تقویم زمان‌بندی خود را استخراج‌کنید، زیرا شما معمولاً با کلیدواژه‌ها و موضوعاتی مواجه می‌شوید که باید بر اساس آن‌ها محتوای جدید و رقابتی تولید کنید. اما حالا می‌توانید با آنالیز محتوایی که رقبا تولید کرده‌اند و در حال حاضر رتبه‌ی خوبی به دست آورده، معیاری داشته باشید که چگونه محتوای بهتر و مؤثرتری خلق کنید. همچنین با ارزیابی بهترین ایده‌های رقبا، منابع خوبی برای موضوعات پرطرفدار به دست  می‌آورید.
Keyword gap analysis

از نتایج کلیدی برای اصلاح استراتژی خود استفاده کنید

گزارش‌هایی که در مراحل قبل تهیه کردید، زمانی کارایی دارند که داده‌های آن‌ها را به‌عنوان مبنای فعالیت‌ها در نظر بگیرید. به‌عنوان‌مثال یکی از مزایای آنالیز شما این است که متوسط تعداد دامنه‌های ارجاع رقیبان و نحوه‌ی ارتباط آن‌ها با پروفایل بک لینک خودتان را به دست می‌آورید. اگر در زمینه‌ی بک لینک‌ها از رقبا جلوتر باشید، ممکن است تولید محتوا نقطه‌ی کانونی کمپین شما باشد. ولی اگر در زمینه‌ی بک لینک‌ها از رقیبان عقب‌تر هستید، باید هرچه سریع‌تر کمپین لینک سازی را آغاز کنید.

یکی دیگر از نکاتی که از گزارش‌ها استخراج می‌کنید، این است که کدام‌یک از رقبا در تبلیغات کلیکی یا PPC تهاجمی‌تر عمل می‌کند و آن‌ها به کدام کلیدواژه‌ها بیشتر وابسته‌اند. معمولاً در PPC از کلیدواژه‌هایی که انگیزه‌ی تجاری بیشتری ایجاد می‌کنند استفاده می‌شود. این کلمات، اهداف فوق‌العاده‌ای برای بالا بردن نرخ تبدیل شما محسوب می‌شوند.

Keyword Density

تراکم کلیدواژه‌ها

همان‌طور که در دو قسمت قبلی آموزش سئو توضیح دادیم، یکی از مهم‌ترین عواملی که به رتبه‌بندی بهتر سایت منجر می‌شود، چگالی یا تراکم کلیدواژه‌ها است. شما با ارزیابی تراکم کلیدواژه‌های رقیب متوجه می‌شوید که با چه حجم و شتابی باید از کلیدواژه‌ها استفاده کنید. به این منظور، آدرس وب‌سایت رقیب را دریکی از ابزارهای سنجش تراکم  وارد کرده و نتیجه را یادداشت کنید. این کار را برای همه‌ی وب‌سایت‌های رقیب تکرار کنید.

لینک‌های داخلی

اگر می‌خواهید بدانید که وب‌سایت رقیب شما تا چه حد قوی است، باید معماری آن را بررسی کنید. در مرحله‌ی اول، سعی کنید تاکتیک‌های ارتباطی آن‌ها را پیدا کنید. آیا می‌توانید مدل بهتری برای جریان لینک‌های وب‌سایت خودتان تنظیم کنید؟ فراموش نکنید که یک ساختار قوی سایت به شما کمک می‌کند بیشترین استفاده را از لینک‌ها ببرید. هدف این است که با حداقل وابستگی به بک لینک‌ها رتبه‌ی سایت را بهبود دهید و معماری سایت است که در این راه به شما کمک می‌کند.

آنالیز محتوا

شما باید کیفیت و کمیت محتوای رقیبان را ارزیابی کنید. برای مثال هر مقاله از چند کلمه تشکیل‌شده و کیفیت مطالب در چه حدی است. میدانید که محتوای طولانی‌تر، شانس به‌کارگیری کلیدواژه‌ها را افزایش می‌دهد. از طرف دیگر شما باید محتوای منحصربه‌فردی تولید کنید که ارزشمندتر از رقیب است، بنابراین صرف کپی‌برداری از منابع دیگر، نه‌تنها اعتبار برند شما را پایین می‌آورد، بلکه سئوی شما را در درجه‌ی پایین‌تری نسبت به رقبا قرار می‌دهد. لینک‌های خارجی نیز در کیفیت محتوای شما تأثیرگذارند، بنابراین اگر متوجه شدید که رقبا، لینک‌های خروجی شایان توجهی ندارند یا شما می‌توانید لینک‌های خروجی بهتری را در برنامه‌ی خود قرار دهید، از این فرصت استفاده کنید. در پایان، میزان استفاده‌ی رقبا از مدیا را فراموش نکنید. میدانید که تصاویر و ویدیو، تجربه‌ی کاربری را بهبود می‌دهند و گوگل نیز علاقه‌ی بیشتری به صفحاتی دارد که تجربه‌ی کاربری بهتری ارائه می‌دهند. رقیب شما از چه تصاویر، پادکست‌ها و ویدیوهایی استفاده می‌کند؟ این محتوا چقدر معتبر است؟

 Competitor Analysis for SEO

آنالیز رسانه‌های اجتماعی

شما نمی‌توانید تأثیر رسانه‌های اجتماعی بر سئوی وب‌سایت را نادیده بگیرید. یک کمپین عالی رسانه‌های اجتماعی به شما کمک می‌کند:

  • روابط بهتری برقرار کنید
  • تعامل بیشتری با مشتریان داشته باشید
  • محتوای خود را بهتر بفروشید

بنابراین باید فعالیت رقبای خود را در رسانه‌های اجتماعی بررسی کنید. روش ساده‌ی کار این است که به حساب‌های رسانه‌های اجتماعی آن‌ها نگاه کنید و میزان و کیفیت تعاملات آن‌ها را ببینید. همچنین می‌توانید به کمک وب‌سایت SocialMention، مشارکت مخاطبان آن‌ها را مشاهده کنید و حتی سهم اجتماعی هر صفحه‌ی جداگانه را مستقلاً ببینید.

پیاده‌سازی نتایج آنالیز در جریان کاری

تجزیه‌وتحلیل سئوی رقابتی، فاکتوری نیست که بتوانید در طراحی استراتژی بازاریابی دیجیتال آن را نادیده بگیرید. این پروسه به شما کمک می‌کند کمپین‌های سئوی منحصربه‌فرد و پیچیده‌ای را بر پایه‌ی دیتای به‌دست‌آمده و همچنین تقاضای بازار شروع کنید. به‌علاوه این تجزیه‌وتحلیل شما را از رقیبانی که صرف از برنامه‌های روتین سئو استفاده می‌کنند و جزئیات دقیق صنعت خود را در نظر نمی‌گیرند، جلو می‌اندازد. پس در اسرع وقت پیاده‌سازی نتایج آنالیز را شروع کنید و البته آن را با سایر نیازها/ خواسته‌های مشتریان، تطبیق دهید.